محمد ابراهيمى وركيانى

166

تاريخ تحليلى اسلام از آغاز تا واقعه طف ( فارسي )

البته عروة بن مسعود در برخورد با اسلام از وليد بن مغيره منطقىتر بود ؛ بدين‌بيان كه او در صلح حديبيه و در جلوگيرى از درگيرى و جنگ نقش بسزايى داشت و حتى پس از اسلام آوردن ، نمايندگى پيامبر ( ص ) را براى دعوت مردم خويش پذيرفت و داوطلبانه به‌عنوان مُبلّغ اسلام به طائف رفت و مردم ثقيف را به اسلام فراخواند ، ولى متأسفانه مورد خشم مردم خويش قرار گرفت و كشته شد . پس از كشته شدن عروة ، مردم طائف به خويش آمدند و آماده پذيرايى اسلام شدند و بدين‌ترتيب طائف بدون جنگ تسليم شد . بنابراين فرمان پيامبر ( ص ) براى بازگشت سپاه اسلام از طائف چه‌بسا به اين دليل بود كه حضرت مىدانستند آنان به‌زودى اسلام را بدون جنگ مىپذيرند . رفتار كريمانه پيامبر ( ص ) با هوازن پيامبر ( ص ) پس از بازگشت از طائف ، در « جعرانه » تصميم گرفت تا غنائم جنگى به‌دست‌آمده از قبيلهء هوازن را بين رزمندگان اسلام از مردم مدينه و مردم تازه‌مسلمان مكه تقسيم نمايد . ايشان در اين تقسيم نيز بين رزمندگان ، يعنى « سابقين و لاحقين » تفاوتى قائل نشدند ، اما از سهم خمس كه حق مقام رهبرى است ، سهمى به‌عنوان مؤلفة قلوبهم براى افرادى مانند ابوسفيان و يزيد و معاويه ( دو پسر ابوسفيان ) در نظر گرفت كه اين موجب رنجش مردم مدينه شد ، ولى پيامبر با بزرگوارى تمام به آنان توضيح داد و رضايتشان را جلب كرد . به هنگام تقسيم غنائم قبيلهء هوازن ، جمعى از بزرگان آنها به حضور رسول‌خدا آمدند و اظهار اسلام نمودند و سپس خواهان استرداد اسيران جنگى و اموال خويش شدند . در ميان آنان جمعى از مردم بنىسعد ازجمله شيما خواهر رضاعى پيامبر ( ص ) نيز حضور داشتند . از آنجاكه پذيرش تقاضاى آنان پس از پيروزى مسلمانان در جنگ ، جز با موافقت رزمندگان اسلام ممكن نبود ، پيامبر ( ص ) به آنان فرمود : تنها مىتوانيد يكى از اين دو خواسته را مطرح نماييد . آنها نيز پاسخ دادند : ما آزادى اسيران خويش را خواهانيم . پيامبراكرم ( ص ) با خوش‌رويى به آنان فرمود : « به هنگام نماز حاضر شويد و در جمع مسلمانان تقاضاى خويش را مطرح سازيد . در آن جمع من از حق خود و فاميلم صرف‌نظر مىكنم تا شايد مسلمانان نيز از من به دلخواه خويش تبعيت كنند و